الشيخ عباس القمي
1028
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
مىنمايند اين است كه ، چون محمد حسين خان سردار دربار خاقان گيتى مدار فتحعلى شاه قاجار به فتح بلاد خراسان مأموريت و استظهار يافت با جدى بليغ و لشكرى جرار بشتافت تا كار نادر سلطان افشار از مقاتله در معركهء كارزار به تحصن و استحصار كشيد و زمان محاصره به طول انجاميد و امر مردم به صعوبت رسيد . مرحوم شهيد رؤساى بلد و اكابر و اعيان را در خفا ديد و با ايشان مواضعه نهاد و قرارداد كه در وقت معهودى چون جمعيت سردار يورش آرند شهريان دست از جنگ بردارند درب حرم محترم و عمارات مباركات [ باز ] گذارند پس كس نزد سردار فرستاد و او را از اين تمهيد اعلام و اطمينان داد چون در آن روز آثار چنين بروز كرد نادر سلطان از واقعيت امر مطلع گشت استعداد خود را برداشت و براى انتقام در طلب آن سيد نبيل روى به طرف بست مقدس گذاشت . خبر به آن جناب دادند با مردم بسيار از علما و اشراف در حرم مبارك ملتجى بودند دانست اگر در آن موضع شريف توقف نمايد رعايت احترام حرم را نخواهد نمود و خون جمعى از مسلمانان را خواهد ريخت . محض حفظ دماى ايشان خود به نفس نفيس از حرم بيرون آمد و به طرف نادر سلطان روان شد شايد او را نصيحت كند و به راه دلالت بازآورد . نزديك بست خيابان عليا درب دار الضيافه زوارى او را ملاقات كرد نسبت به آن سيد عالى مقام بسى زشت و دشنام آورد تاب تحملش نماند برخى از آن كلمات ناسزا را جوابى به سزا داد كسان خود را آن مردود اشاره به زدن و بستن آن سيد مظلوم نمود . تيمور نام نسقچى ، تبرزينى به امر آن شقى بر سر آن سيد متقى فرود آورد و خود آن نابهكار با پاى چكمهدار لگدى چند بر سينه و پهلوى آن بزرگوار زد و در همان شب - كه شب يازدهم ماه مبارك رمضان و سال 1218 بود - اولا مرحوم قربان اردلان والد ماجد مرحوم رمضان خان كنويسى دروازهء سراب را به تصرف عساكر دولت ابد مدت داد و بعد از آن كربلائى رضا خان لر دروازهء پايين خيابان را بر روى لشكريان و جاننثاران دولت علّيه مفتوح نمود در اين گيرودار سپاه سردار وارد شهر گرديدند و تا قريب بست مقدس برسيدند چون مجال قرار نيافت روى به جانب فرار تافت و دو روز بيش نگذشت كه سيد عالى درجات بدين لطمات از دنيا درگذشت .